برای دلم!

این روزا دلم گرفته ...

خیلی زیاد ...

خیلی بیشتر از اونی که بشه تصور کرد ...

دلم یه غم عجیبی داره ...

دلم ضعیف شده ...

دلم یکی رو میخواد که محکم بهش تکیه کنه ...

دلم بی حوصله و پر غصه شده ...

دلم عجیب احساس تنهایی می کنه ...

یه جورایی کم آوردم ...

از اینی که هستم کم آوردم ...

دلم یکی رو می خواد که نسبت بهم احساس مسئولیت کنه ...

از اینکه هر کسی می خواد به یکی دیگه پاسم بده خسته شدم ...

دلم یکی رو می خواد که منو بخواد ...

که اونقدر بخواد که برام همه کاری بکنه ...

دلم یکی رو می خواد که از ته دلش بهم بگه "محکم بهم تکیه کن" و پای حرفش و همه ی مسئولیتهاشم بمونه ...

 خدا می دونه چقدر خسته ام ..

چقدر احساس تنهایی و اضافه بودن می کنم!

مگه مسئولیت من چقدر سنگینه که همه ادعا می کنن از عهده اش بر نمیان؟

از این همه منت خسته شدم ...

دلم می خواد یه خورده شبیه بقیه باشم!

دلم می خواد احساس ارزش بکنم! ...

عجیب خسته ام ...

حس می کنم همه منو متوقع می دونن!

از همه نظر!!!

همش حس می کنم نباید این توقع ها رو از کسی داشته باشم و باید خودم مسئول خودم باشم و حقم رو از دنیا بگیرم!!!

اما مگه من زن نیستم؟

مگه مثل بقیه ی زن ها نیستم؟

مگه غیر از اینکه که آفرینشم طوری بوده که باید به یکی تکیه کنم؟

پس چرا دنیا واسه من اینجوریه؟

چرا حس می کنم پشت هر خواسته ای یه خروار منت و پشت چشم نازک کردن منتظرمه!!!

اصلا چرا من همیشه باید خواسته هامو بگم و هیچکس قبل از اینکه بخوام به زبون بیارم پا جلو نمی ذاره تا مسئولیتش رو قبول کنه؟!

چرا همیشه صبر می کنن تا اونقدر خودمو خورد کنم که چیزی ازشون بخوام؟!!!

چرا من واسه بقیه اینجوری نیستم؟؟!

چقدر دلم می خواد یکی مثه کوه همه جوره پشتم بود!

چقدر دلم می خواست یکی همیشه مدافعم بود و پشتیبانیم می کرد!

یکی که به خاطرم تو روی هر کس و نا کسی وامیستاد و می تونست خوردشون کنه!!

یکی که چه کارم درست بود و چه غلط بازم پشتیبانم بود!!

یکی که به خاطرم توی دهن کسی که بخواد ناراحتم کنه می زد!!!!

یکی که از دفاع کردن ازم ابایی نداشت!!! یکی که مثل شیر بود!

جرات و توان و قدرت مقابله با هر کسی رو داشت!

یکی که منو هر چی که بودم بازم می خواست و هیچ وقت ترسی نداشتم که چیزی رو تو سرم بزنه!!!

یکی که می تونستم باهاش اونقدر راحت باشم که همه ی رازهای بچگونه ی دلمو بهش بگم و این همه بغض رو خالی کنم و بدونم بازم تو ذهنش تغییری نکردم و دوستم داره!!!

یکی که اونقدر قوی و بزرگوار باشه تا بتونه به من به چشم یه موجود ضعیف و یه بچه ی کوچیک دل نازک نگاه کنه و همیشه بالای سرم باشه و هوامو داشته باشه و همه ی کوچیکی ها و کمبود هامو توی بزرگیش بتونه حل کنه!!!

دلم یکی رو می خواست که درد کشیدن و آسیب خوردن و خدشه خوردن به غرورم و شکستن دلم و سختی کشیدن و غصه خوردنم و ... براش مهم باشه!!! خیلی مهم!!!!!!!!

اونقدر که همیشه مواظبم باشه و نذاره آب تو دلم تکون بخوره!!!

دلم یکی رو می خواست که اونقدرررررررررررر دوستم داشته باشه که این حرفام براش توقع اضافی نباشه و از ته دلش بتونه انجام بده و اینا رو وظیفه خودش بدونه!!!

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ... دلم خیلی گرفته!!!

اینا همه چیزیه که می خواستم!!!

اما حس می کنم نمی شه ...

گاهی حس می کنم که فقط خدا یه جورایی جای خالیه دلم رو پر می کنه!!!

اما حیف که نمیشه دیدش!

نمی شه به کسی نشونش داد!!!

نمیشه سر رو زانوهاش گذاشت و گریه کرد!!!

حیف که اونم خیلی کارا رو نمی کنه!

حیف که ...

دلم گرفته ...

باز هم حس اضافی بودن می کنم ...

حس بی مسئولیتی هر کسی که فکرشو بکنی توی زندگیم ...

دلم گرفته!

 

 

پ.ن : عااااااااااااااشق این آهنگم! شاید تا چند روز دیگه آهنگشو توی بلاگ بذارم ...

 

تموم زندگیمو به چشمای تو دادم ...

عمری به پات نشستم، دل به کسی ندادم ...

منتظرم که روزی تو باشی در کنارم! ...

عاشق شدم به چشمات ...

دادم دلو به رویات ...

رفتی و پا گذاشتی ...

به سادگی رو حرفات ...

با یاد تو همیشه ...

عمرم تموم نمیشه!!

 

 

/ 14 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sad_nessevil@yahoo.com

سلام..قلم خوب و قوی داری...خیلی خوب تونستی دلترو اینجور رون نشون..بدی...هر چی هست هر چی میخوای...خیلی جاهاش حرفای دلم بود برای همین دوست داشتم یه پیامی بذارم...امیدوارم بازم آپ کنید و بیام تا متنی جدید ببینم..

sad_nessevil@yahoo.com

کاش میشد وقتایی که نباید تنها باشم کسی کنارم بود...کاش وقتی بغضه گلوم دار تمامه سرم رو منفجر میکنه یه نفر دستام رو بگیره و آرومم کنه...کاش کاش وقتی خواستم درد و دل کنم یکی باشه تا حرفامرو گوش کنه...هزاران ای کاش سوخته...هزاران بار دلم سوخته...بدرود..بازم میام...دوست داشتی آیدیمرو سیو کن..خوشحال میشم.بازم بدرود

فاطمه(یه دوست)

سلام چقدر قشنگ نوشته بودی نمیدونم چون حرف دل خودم بود خیلی به دلم نشست یا... وبلاگتو اتفاقی سر زدم دوسش دارم[گل]

مریم پاییزی

سلام .مثل همیشه بی آلایش و با محبت نوشتی . خیلی وقته که وبلاگتو دنبال می کنم . منتظر آپ جدیدت بودم اما .... عاشق این آهنگ وبلاگتم .اگر کد داره میشه برام سندش کنی . ممنون میشم .

الدوز

اول اینکه دلت گرفته؟سیفون بکش باز میشه.... بعد اینکه میدونی همه ی این ها چیه؟ درد بی شوهریه درد بی شوهریه ....نکنه موهات هم میریزه؟.... شوخی کردم آبجی به دل نگیر ... اما گفتم کامنت بزارم و بگم که چرا ما خانومها همیشه منتظر یک نفریم که با اسب سفید بیادو همه ی خواسته هامون رو بر آورده کنه... یه بابا لنگ دراز میخوایم یه سمبل توی ذهنمون داریم...یک مرد قوی ژولدار... مهربون و همونهایی که خودت توقع داری چرا فکر میکنی ضعیفی؟ چرا باید کسی مسوولیتت رو به عهده بگیره؟ خودت مسوول خودت باش عزیزم.خودت نیازهات رو بر آورده کن از نوشته هات اعصابم خط خطی شد................................................................................................................................[ابله]

چشمهای اشکبار

امشب خودنويسم براي ثبت دل تنگي هاي من جوهر کم دارد... . . بعد سه سال برگشتم * * * * * * * *